خوشحالم
گل پسر قشنگم امروز یکی از روزهای شیرین برای من بود روزی بود که من اسمم رو بعد از سالها دوباره توی لیست قبولی دیدم و کارشناسی ارشد قبول شدم . همون رشته خودم و دانشگاه تهران :) امسال من بعد سالها کنکور دادم و اولین انتخابی رو که زدم قبول شدم . راستشو بخوای با شما خوشگل بلای شیطون نمیتونستم توی خونه تا بیداری درس بخونم و روزها توی تاکسی و ساعات ناهارم درس میخوندم و شبها وقتی میخوابیدی خودم اصلا فکرش رو هم نمیکردم با این شرایط قبول بشم . خداوند مهربون بهم لطف کرد و منم امروز خییییلیییی خوشحالم که باز میتونم یاد بگیرم و درس بخونم و این واقعا یک هدیه خوب برای این پاییز زیبا بود .ممنونم خدا جونم . امیدوارم که بتونم با شما وروجک کوچولوی شیطون و مهربون این مرحله رو به پایان برسونم . راستش این هفته هم که مییاد هفته خیلی پرکاری دارم و روز عید هفته دیگه با یک ارکستر کنسرت دارم خدا کنه که این تمرینها و زحمات گروهیمون خوب باشه و به بهترین شکل این کنسرت هم برگزار بشهه . آخه آهنگهاش همه حال و هوای نوستالژیکی داره و من خیلیی دوستشون دارم . خلاصه که بگم همه چیز دنیا داره تند تند و پرشور برام میگذرهه و از همه چیزها بهتر و آرامش بخش تر برای من اون صدای ناز شماست که میشنوم و بازیهایی که بعد خستهگی های کار و روزانه با شما دارم . عاشقتم گل پسرم.



خوشحالم 
